صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
141
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
اوست . آن گاه ، نظام كلّى و جارى در اشياء ، كه نظام بخش تفرّق آنهاست ؛ و رابط ميان آنها ، از وحدت به وجودآورنده پرده برمىدارد و اوست كه به يگانگى او اشياء به سوى او بازمىگردند ، و با يگانگى او نيازها و نقصها بر طرف مىگردد ؛ و موجودات در برابر او نيازمندند و جز او از نقص و عيب مبرّا نيستند . او پروردگار است نه غير او ؛ و غنّى و بى نيازى است كه هيچ فقر ندارد ؛ و عين كمال است كه نقص در او راه ندارد . از ديگر آيات چنين برمىآيد كه علم در موجودات با جريان يافتن خلقت ، جريان دارد ؛ و براى هر يك بهرهاى از علم به مقدار بهرهء وجودىشان وجود دارد و همه در يك درجه از حيث علم نبوده ، از نظر جنس و نوع هم يكى نيستند . و آنچه كه در آدمى است در آنها نيست و يا آدمى از علم آنها هم سر درنمىآورد . خداوند دربارهء بيان اعضاى انسان مىفرمايد : قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ « 1 » ؛ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ « 2 » . اين قبيل آيات در اين باب فراوان است . حقيقت آن است كه تسبيح در همه ، حقيقى و قولى است ؛ و از اين كه قولى است ، لازمهاش اين نيست كه با الفاظ وضع شده و اصوات شنيدارى باشد ، بلكه تسبيح آنها تكلّم به وجودشان و ارتباط با ديگر موجودات زنده است . وقتى اشياء از حيث اظهار آنچه كه نزد پروردگارشان هست با ابراز نياز و نقص همراه با شعور به آن نگريسته شوند ، همان تسبيح آنهاست . و اگر از حيث اظهار آنچه براى پروردگارشان است همراه با اظهار نعمت وجود و ديگر جهات كمال ، آن حمد پروردگارشان است ؛ و اگر اظهار آنها به صفت جمال و جلال پروردگارشان باشد ، با قطع نظر از علم و شعور آنها به آنچه كه اظهار مىكنند ، اين كار نشانهاى است از جانب آنها براى اثبات او كه اينها نشانههاى اويند . روايات در تسبيح اشياء على رغم اختلاف ، انواع آن فراوان است ؛ از جمله : شنيدن تسبيح كوهها و پرندگان آنگاه كه داود ( ع ) تسبيح مىكرد ؛ و شنيدن تسبيح سنگريزه در دست پيامبر ( ص ) ، و نالهء درخت خرما و . . . ادراك آنها همان تسبيح واقعى به حقيقت معناى آن از طريق باطن و آنگاه تقليد حس به واسطهء الفاظ و كلمات قراردادى كه مناسب با آن است و
--> ( 1 ) - فصلّت ( 41 ) آيهء 21 : مىگويند : همان خدايى كه هر چيزى را به زبان درآورده ، ما را گويا گردانيده است . ( 2 ) - فصلّت ( 41 ) آيهء 11 : پس به آن و به زمين فرمود : « خواه يا ناخواه بياييد . » آن دو گفتند : فرمانپذير آمديم .